عبد الحي الكتاني ( مترجم : عليرضا ذكاوتى قراگزلو )
140
نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي )
دست در آن فرو كرد و زير جنس خيس بود ، از صاحب جنس پرسيد : اين چيست ؟ گفت : باران زده است . حضرت فرمود : چرا ظاهر نمىكنى كه ببينند . هر كس غشّ در معامله كند ، از ما نيست . ترمذى گويد : اين حديث حسن و صحيح است . ابن عمر گويد : مردم پيش مىرفتند و از كاروان در حال سواره خوراكى مىخريدند . حضرت ، پيش از رسيدن كاروان به بازار ، منع فروش كرد . همچنين كسانى كه كالا را بدون پيمانه يا وزن يا عدد مىفروختند ، وادار مىشدند بارها را به جاى خود برگردانند ( و به قاعده بفروشند ) . ( 1 ) در الاستيعاب آمده است كه پيغمبر ( ص ) سعيد بن سعيد بن عاص را بعد از فتح بر بازار مكه گماشت . در الاصابه آمده است كه سعيد كمى پيش از فتح مكه مسلمان شده بود . در الاستيعاب از سمراء بنت نهيك اسدى سالخورده روايت كرده كه حضرت را ديدم در بازار عبور مىكرد و امر به معروف و نهى از منكر مىفرمود و تازيانه در دست داشت . در كتاب التيسير فى احكام التعسير تأليف قاضى ابو العباس احمد بن سعيد آمده است از جمله شرايط محتسب اين است كه مرد باشد ، و اين جهات بىشمارى دارد ، و اينكه عمر محتسب مؤنثى بر بازار گماشت به نام ام الشفاء ( مادر سليمان بن ابى ختمة انصارى ) مورد انكار نيست ، جز اينكه حكم بر غالب است و بر نادر حكمى نيست و شايد هم وظيفه ام الشفاء با زنان ارتباط داشته است . مؤلف گويد : اينكه نوشتهاند ام الشفاء در بازارها مىگشت و امر به معروف و نهى از منكر مىكرد ، با تأويل قاضى ابو العباس نمىسازد ؛ اما اين را مىتوان گفت كه آن زن منصوب پيغمبر ( ص ) نبود و عمر وى را به محتسبى گماشته است . ابن عربى در احكام القرآن گويد : اينكه آوردهاند عمر زنى را به محتسبى گماشت ، صحيح و قابل اعتنا نيست و از حيلههاى ساختهء بدعتگران است . مؤلف گويد : ايراد ابن العربى موجّه است ، زيرا زن نبايد در مجالس ظاهر شود و با مردان بياميزد و از موضع برابر حرف بزند ، مگر اينكه آن زن محتسب امور زنانه بوده است . ( 2 ) به هر حال حسبت ( شغل محتسب ) از برنامههاى مهمّ دينى است و به واسطهء مصلحت عام و منفعت عظيم آن ، خلفاى راشدين با كثرت مشاغل جهاد ، شخصا بدان كار پرداخته ، به ديگران واگذار نكردهاند . قلقشندى گويد : نخستين كسى كه به امر حسبت برخاست و تازيانه